برداشتهای اشتباه از قانون جذب

 

 

علاوه بر  اقبال بسیار زیاد و عالی که نسبت به قانون جذب بوجود آمده ، یک دیدگاه منفی نیز نسبت به قانون جذب وجود دارد که آن را متهم به رویابافی و تخیل میکند که در این مقاله می خواهم این دیدگاه را زیر سوال ببرم.

تصور بر این است که قانون جذب و عمل به آن یعنی، نشستن و منتظر رسیدن خواسته ها. ولی در حقیقت، قانون جذب یعنی باور رسیدن ونه نشستن و منتظر ماندن.

قانون جذب یعنی،تا شما ارتعاش نفرستید، خواسته ای هم به سمت شما نمی آید و ارتعاش زمانی فرستاده می شود که باور وجود داشته باشد و تا اینها انجام نشده باشند، حرکت معنی پیدا نمی کند.

و این یعنی اگر شما شبانه روز تلاش کنید تا به مقصد و هدفی برسید ولی باور نداشته باشید که به آن هدف و مقصد می رسید،این تلاش شما هیچ نتیجه ای نمی تواند برای شما رقم بزند و یا حداقل خیلی خیلی با هدف شما فاصله دارد.

قانون جذب  معنی توکل  می دهد و این یعنی  همان جمله معروف از تو حرکت از خدا برکت

ولی یک نکته ظریف وجوددارد  و اینکه  که قبل ازحرکت باید از نظر ذهنی کاملا آماده بود.در حقیقت این ذهن ماست که اولین حرکت را  انجام میدهد و در آخرین مراحل به حرکت فیزیکی ختم میشود.

 شما تا از نظر ذهنی آماده نباشید حرکتی انجام نمیدهید، پس کاملا ذهن را باید آماده کرد و از قوانین جهان استفاده کرد و بعد به خواسته رسید.

وحرکت ذهنی فقط ساده نشان میدهد،  ولی خیلی سخت است.

 

موفقیت وقانون جذب

 

قانون جذب، یک روش کپسولی و عجیب برای اینکه یک شبه  به خواسته ها  رسید،  نیست ولی اگر رعایتش کنی،و اصولش را یاد بگیری  به شما قول می دهم ، خیلی خیلی سریعتر از آن چیزی  که فکرش را بکنید به خواسته هایتان می رسید.

قانون جذب قانون یکتاپرستی هست.میگوید جهان را  یک نیروی برتری، رهبری میکند که همیشه خیر وصلاح را می خواهد و اگر با آن هماهنگ باشی، هر چی که بخواهی دراختیارت قرار میدهد. میگوید در این جهان تنها نیستی و به شما کمک میشود و این کمک اختصاص به شخص خاصی ندارد و همه را شامل می شود.

در حقیقت مشیت خداوند همان قانون جذب است که هر کس وارد آن مشیت بشود ، خودبخود،مشمول قوانین الهی میشود  که هیچ تبدیل و تغییری در آنها نیست و به خواسته هایش میرسد ،

دومین نکته که باید بگویم یک تصور وجود دارد که این قانون فقط برای افرادی که نیت خوبی دارند کار میکند. در صورتی که اصلا اینطور نیست.

یک معتاد وقتی با تمام وجودش چیزی را که به آن اعتیاد دارد  را بخواهد و ازآن لذت ببرد،  به آن میرسد. حتی اگر در  زندان باشد.

یک دزد در اکثر موارد به شرایط دلخواهش برای دزدی میرسد و  اصلا انگار برایش جور می شود که دزدی کند.

مثلا در مسیری در حرکت هست که ناگهان ماشینی با سوئیچ ، را می بیند و کسی هم در آن نیست و میگوید: من که تقصیر ندارم ، برام جور میشه.

 

آن شخص چنین شرایطی را  مدام در  ذهنش مرور میکند، و قوانین برای او هم کار میکند.

 

منتهی مسئله در عواقب کارها هست که کسی که دنبال خواسته هایی برود  که در ظاهر با  آنها حس خوبی دارد ، عواقب بدی برایش بدنبال دارد، واین مثل این است که شما عاشق شیرینی باشی و همه جا شیرینی جلوی  چشم شما باشد و انگار برای شما جور میشود، چون دنبالش هستی ولی  این حس خوب عاقبت خوبی ندارد،چون چاقی وبیماری را بدنبال دارد.

 یا مثلا به مشروب علاقه داری، و وقتی میخوری لذت میبری ،یک مدت حال خوشی داری ،ولی این لذت های زودگذر،عواقب بدی را برای شما  بدنبال دارد.

پس نکته اصلی که باید بدانی  این است  که قانون جذب برای همه کار میکند چه افرادی که خوبند و چه افرادی که بد هستند.

اینجاست که  جمله خیلی از افراد معنی پیدا میکند که میگویند: فلانی ظالم هست روز بروز پولدارتر میشه،روزبروز زندگیش بهتر میشه،

البته ما نباید هیچ کس را  قضاوت کنیم ولی باید بدانیم که قوانین برای همه یکسان هستند.

آن چیزی که در مشیت خداوند است با اراده اش فرق دارد،

مشیت خداوند این است که هر کسی هر چه می خواهد، اگر قوانین آفرینش را  رعایت کند،برآورده میشود.و خودش گفت بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.

در حقیقت قانون جذب مثل تمام قوانین فیزیک برای ھمه  جهان  به طور یکسان اجرا می شود و نتیجه  یکسان هم به همراه دارد.

ھر آدمی چه خوب و چه بد ھر نیت و آرزویی را در اعماق دلش داشته باشد ، باید مطمئن باشد که  با اینکارش،  ارتعاشی را ایجاد می کند که بوسیله  کائنات بلافاصله  دریافت میشود  و برای واقعی شدن و به حقیقت پیوستن به صورت یک دستور لازم الاجرا در کل ھستی پخش می شود.

تفاوت اصلی در بخش سوم قانون جذب یعنی یقین داشتن یا شک کردن معلوم میشود یعنی همان باور داشتن یا باور نداشتن .

اگر انسان به  کارکرد قانون جذب اعتماد و اعتقاد کامل و قلبی داشته باشد ، حالا این فرد چه یک شخص خوب باشد یا چه یک شخص بد ، در ھر حالت به واسطه این اعتقاد و یقین قلبی ، می تواند ھر زمان که  اراده کند، خواسته های  درونی اش را در زندگی واقعی ببیند.

اما اگر فردی نسبت به درستی قانون جذب و ھمراھی کائنات شک داشته باشد و دو دل باشد، ناامید باشد. این شخص حتی اگر یک انسان کاملا خوب و مثبت ھم باشد ، باز نمیتواند به آنچه می خواھد برسد.

 

سومین موردی که شاید در ذهن بعضی از افراد در مورد قانون جذب باشد واشتباه است، این است که باور به کمبود دارند و فکر میکنند ثروتنمد شدن بعضی افراد به ناچار فقیر شدن بعضی دیگر را بدنبال دارد.

و با این تفکر مثل این است که فکر کنیم یک نفر که بیمار است، اگر بخواهد خوب بشود، باید یک نفر دیگر مریض بشود تا آن شخص خوب بشود.

در حالیکه اصلا اینطور نیست و همه افراد میتوانند سالم باشند و جای کسی دیگر را هم تنگ نکنند.

باید به قدرت پروردگار ایمان داشته باشیم و به جهانی سرشاراز فراوانی و اینکه  اگر آرزوی ما برآورده بشود، میشود، آرزوی همه افراد کره زمین هم برآورده بشود.

اگه همه ثروتمند باشند باز هم هیچ کمبودی در جهان بوجود نمی آید.

 

چهارمین مورد اینکه  خیلی ها که با قانون جذب مخالف هستند  میگویند، ما قانون جذب را بکار بردیم،ولی نتیجه ای نگرفتیم و این قانون کار نمیکند .

آنها میگویند این قانون نتوانسته آنها را  از جای نامطلوب و بدی که هستند ،به جای مطلوب و خوبی که می خواهند برسند ،که رویاها وآرزوها و خواسته ها آنها هست، مطلوب و مورد علاقه شان است،برساند.

یک نکته ظریف اینجا وجود دارد و در حقیقت

 

دلیل این جواب نگرفتن ھم خیلی ساده است!

آنھا می خواستند آنجا باشند در عین حال به طور ھمزمان اینجا ھم باشند . و این یعنی ارسال دو ارتعاش متضاد ھمزمان به سمت کائنات که طبیعی است وقتی دو ارتعاش قوی و غالب مخالف ھم به کائنات ارسال بشود، هیچ نتیجه ا ی هم ندارد.

بخاطر همین است که یکی از اصول قانون جذب این است  که

اگر می خواھی از “اینجای بد و ناخوشایند” به”آنجای دوست داشتنی و آرمانی ات ” بروی ، به محض اینکه چنین آرزویی کردی ، فورا اینجا را برای ھمیشه ترک کن و برو آنجا.

یعنی در آن حالت و شرایط فکر کن و رفتار کن و باید این را باور کنی.

باور کنی که در آنجا  هستی ومثل همانی  که می خواهی و رسیدی رفتار کن.

 

وقتی که در شرایط بد اقتصادی هستید ،وضع مالی شما  خیلی بد هست،بدهکاری دارید،روابط بدی دارید،از نظر کاری مشکل دارید و همه مشکلاتی که در زندگی برای هر کسی ممکن است که  پیش بیاید ،اگر آن وضعیت را  قبول داشته باشید  و واقعیت زندگی شما  بشود و در کنار آنها ثروت، روابط خوب، کار عالی، زندگی بهتر،  را هم بخواهی و آنها هم در ذهنت باشند،یعنی اینکه شما با دست خودت،  داری نیروی فکرت  را خنثی میکنی و همیشه در  همین وضعیت باقی خواهید ماند.

یعنی اگر شما می خواهی ثروتمند بشوی و الان در وضعیت بد مالی هستی از همین الان که هنوز مشکل داری باید خودت را مانند کسی ببینی که وضع مالی اش به اندازه ای که خودت می خواهی ومشخص کردی خوب شده است.

همانطوری رفتار کنی که آن  مقدار درآمد ماهانه یا سالانه را دارید.

همانطوری احساس کنید و لیاقت و شایستگی آن درآمد را هم در وجود خودتان حس کنید و باور کنید.

 

. یا اگر می خواھی در کنکور ورودی یک دانشگاه قبول شوی و ھنوز خیلی مانده که آزمون بر گزار بشود. از ھمین الان که  ھیچ آزمونی برگزار نشده،خودت را  قبول شده ببین و مثل شخصی که  وارد دانشگاه شده و روی صندلی مخصوص خودش نشسته  با خودت برخورد کن.

یعنی خودت را موجودی ببین که حق و لیاقت و شایستگی اش آنجا بودن است و حال به دلایلی که کائنات باید آنھا را برطرف کنند مدتی مجبور بودی در “اینجا” ساکن باشی و “اینجا بودن” ھرگز باعث نمی شود که تو خود را مقیم دائمی “اینجا” تصور کنی و “اینجا” را وطن خودت بدانی.

و این توانایی فوق العاده انسان هست که نعمت پروردگار و لطف او بماست که به محض نخواستن یک شرایط به  طور ذھنی  میتواند وارد آن شرایط دلخواهش بشود،

و بعد فقط منتظر باشد تا کائنات بقیه لوازم و مقدمات را فراھم کند.

و این قدرت انسان است که باعث میشود انسان توانایی صبر کردن داشته باشد ،یعنی امید با ایمان به تغییر شرایط به نحو دلخواه.

این قدرت باعث میشود که سخت ترین شرایط و زندگیها به بهترین شرایط  تبدیل میشود  و در داستان زندگی افراد موفق ،بارها این را شاهد بودیم و هستیم.

و جالب است  که تنها با نظریه قانون جذب هست که  انسان  می تواند به این توانایی فوق العاده در کوچ کردن ذھنی و روانی از نقطه نامطلوب به نقطه مطلوب و دوست داشتنی زندگی اش دست پیدا کند.

هر چه ایمان و باور شما قویتر باشد و ازین قانون درست استفاده کنید و شرایط آن را رعایت کنید،نتیجه بهتری میگیرید.

چه چیزی  باعث شد که حضرت یوسف در دل چاه و در اوج تنهایی و دست وپا زدن با مرگ،به اوج عزت وبزرگی و ثروت ومقام برسد.

فقط یک چیز میشود برایش متصور شد و آن هم ایمان به نیروی برتری که او را آن  وضعیت نامطلوب به شرایط دلخواه و خواسته اش رساند.

چه چیزی باعث میشود، یک نفر مثل کریس گاردنر که با پسرش در دستشویی میخوابید تا شبش را  صبح کند،به آن درجه از ثروت و موقعیت مالی برسد که داستانش کتاب میشود ،فیلم میشود تا دیگران از آن درس بگیرند.

از کشور ما هم بسیا رمیشود مثال زد  و شما میتوانید بگردید و خودتان پیدا کنید و می بینید که خیلی از افراد همین  اطرافتان هستند که  همین طوری  به موفقیت رسیدند.

حالا یا قوانین را بلد بودند ویا ناآگاهانه از آنها استفاده کردند  و در هر صورت قانون، قانون است  و کار میکند.

اینجا هست که باید گفته بشود،

اگر  دعای باران میخوانی، آیا چتر هم همراهت می آوری؟

درحالیکه همه دعا میکردند و نتیجه نداشت.از امام رضا ع خواهش کردند برای خشکسالی دعای باران کند.

چرا دعای امام رضا (ع) برآورده میشود  و بمحض درخواست باران می آید؟

جواب ساده است

ایمان حضرت

نباید بگویی، من کجا و امام رضا (ع)، کجا!!!

آنها چرا انتخاب شدند؟،برای اینکه زندگی را  بما یاد بدهند.

اگر  آنها را مافوق بشر فرض کنیم،چطور میتوانیم از ایشان درس بگیریم؟

انها  راهنمای ما به سمت خداوند هستند. و اگر به راهنمایی آنها عمل نکنیم،دوستی آنها هیچ کمکی بما نخواهد کرد.

اگر به قوانین عمل نکنیم وقتی به پایان راه دنیا برسیم، وقتی شکایت کنیم که چرا در دنیا زندگی سختی داشتیم؟

جواب داده میشود که:

چرا از قدرت بی نظیر و فوق العاده درخواست کن و جواب بگیر و قانون جذب در زندگی عادی خودت استفاده نکردی و فقط از شرایط موجودت ناله کردی و منتظر بودی که مرگت برسد؟

 

بدون شک در حال حاضر هر کس از من بخواهد که در هر زمینه ای برای داشتن زندگی بهتر او را راهنمایی کنم، او را به یادگیری و مهارت و استادی در قانون جذب، توصیه می کنم.

 

7 thoughts on “چهار برداشت اشتباه از قانون جذب

  1. احمدحاتمی says:

    سلام باارزوی سلامت شادی وسعادت برای شما معلم گرامی فایلهای اموزنده وانرژی زای شما را مطالعه کردم وبسیار انرژی گرفتم ازلطف شمابینهایت سپاسگزارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *